X
تبلیغات
232.jpg قافله عشق

قافله عشق

یاد آن روزی که در صفحه ی شطرنج رخت شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم

من عشق را در تو

تورادر دل، دل را در موقع تپيدن

وتپيدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سكوت، سكوت را در شب

شب رادر بستر،بستر رابراي انديشيدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شكوفه هايش

زندگي را به خاطر زيبايي اش

وزيبايي اش را به خاطر تو دوست دارم

من دنيا را به خاطر خدايش

خدايي كه تو را خلق كرد دوست دارم.

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 20:1 توسط محسن |


a4o2paju08gxjjq8v.jpg

 

 

كاشكي يه روز باهم ديگه سوار قايق مي شديم

دور از نگاه آدما هر دو مون عاشق مي شديم

كاشكي آسمون با وسعتش تو دستمون جا مي گرفت

گلاي سرخ دلمون كاشكي بوي دريا ميگرفت

كاشگي تو هواي عاشقي ليلي و مجنون ميشديم

كاشگي يه ماهي قشنگ براي ما فال ميگرفت

برامون از فرشته ها امانتي بال ميگرفت

با بال اون فرشته ها تو آسمون پر ميزديم

به شهر بي ستارهها به آرومي سر ميزديم

شب كه مي شد امانت فرشته ها رو ميداديم

چشمامونو مي بستيم و به ياد هم مي افتاديم .

 

gshjox0085fmvg6tn8x.jpg

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 17:39 توسط محسن |


غــرور من مـهم نبود، شکــستنم مهــم نـبـود.

دل بستنم مهم نبود،  بي کسي ام مهم نبود،  اشفتگي ام مهم نبود.

اشکها و گريه هاي شبانه ام مهم نبود،  دلتنگيهاي مرگ اور هم مهم نبود.

 سرزنشها مهم نبود،  گلايه ها مهم نبود،  نديدنها مهم نبود،  غريبي هم مهم نبود.

روزهايي که رنگ شـب شدند و شبـهايي که در سـياهي خود گم شـدند مـهم نبود.

 مرگ لحظه ها مهم نبود، بي توپر پرزدنم مهم نبود، حتي روياهايم مهم نبود.

 بي تو ماندنم مهم نبود،  تنها چيزي که در اين ميان مهم بود تو بودي.

مـــــــهـــم تـــــــــو بــــــــــودی

 

        r0hhshdsq84cbp3t3pna.jpg

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 4:51 توسط محسن |


                       

                            

                                            

من به تو بد كردم اي ياردست از اين

دل مرده بردار.

خونم و خالي كن از عشق من و به

ويرونه بسپار.

بزار تا ابد بسوزم تو ي حسرت

 نگاهت.

بزار خاك كوچه اي شم كه نباشه

 سر راهت.

اما اين يك اعترافه واسه تو گل

بهاري.

هميشه دوستت دارم من اگه تو دوستم نداري

s3kquyerk77czthdwdg.jpg

  

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 23:50 توسط محسن |


   

    هنوز عاشق ترينم اي تو تنها باورم كن

    به غير از با تو بودن نيست هوايي بر سر من

    هنوز عطر تو مونده در فضاي خانه ي من

    هنوزم بي قراره اين دل ديونه ي من

    فراموشم نكن

    تويي تنها دليل بودن من

    به ياد من باش

     فراموشم نكن

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 23:37 توسط محسن |


 

تقديم به كسي كه

نديدنش هم به اندازه ي فراموش كردنش غير ممكن است.

يكي بود

يكي نبود

زير گنبد كبود

يه غريب آشنا

دل و جونم و ربود،

اينجوري نگام نكن گل ياس مهربون

اون غريبه خودتي

هميشه باهام بمون

  

 

غريبانه شكستم

من اينجا تك و تنها

دل خسته ترينم

در اين گوشه ي دنيا

اي بي خبر از من

كه نداري خبر از من

روزي كه تو ايي نماند اثر از من

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 0:54 توسط محسن |


 

گريه كن

گريه قشنگه.......!

 كريه سهم دل تنگه...

گريه كن

گريه غروره،

مرهم اين راه دوره...

سربده اواز حق حق

خالي كن دلي كه تنگه

گريه كن

گريه قشنگه.....!

بذا پروانه ي احساس،

دلت و بغل بگيره

بغض كهنه رو رها كن

تا دلت نفس بگيره.

نكنه تنها بموني

دل به غصه ها بدوزي

توبشي مثل ستاره !

تو دل شبا بسوزي...

گريه كن گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 2:18 توسط محسن |


     k5gy2bz0f580w8cl2xy.jpg

همه ترسم از ان باشد بميرم

رخ دل دار را ديگر نبينم

زباغ و بوستان لطف و مهرش

گلي از مهرباني را نچينم

اگر روزي مرا از خود براند

دوباره بر سر راهش نشينم

به رشك عاشقانه اش بيم دارم

از اين رو خسته و زارو و حزينم

ندارم طاقت دوري يارم

كه از هركس به او عاشق ترينم

 

 

 

 

فردا:((MAJID KHARATHA ديدم اين اهنگ حيفه

ننويسمش تو وبلاگ آخه خيلي قشنگه.

خدا وصيت من و گوش بده نامم و بخون شا يد ديگه من

نباشم مواظب عشق من بمون ميسپارمش بهت ميرم

تمام تارو پودمو يه وقت نياد برنجونيش... خدا يوقت كسي

نياد بدوزده قلب سادشو كسي نياد تو زندگيش بشينه زير

سايه شو بهش بگه دوسش داره...... خدا مواظب عشقم بمون.

فرداقراره من وتو از هم ديگه جدا بشيم فردا قراره نمنم گريه ي

بي صدا بشي تو كوچه هاي بيكسي.... يادش بخير من و تو يك قلب

پاك و بيغرور حالا چي شد عوض شدي دلت كجاست سنگ صبور

من تو رو عاشق ميكنم هر جور شده حتي به زور.

كي ميخواد فردا تورو از من بگيره كاش اونم ويرونه شه اتيش بگيره

ما بايد فردا رو از دنيا بگيريم ما اگه از هم جدا بشيم ميميريم

ما بايد قدر اين روزها روبدونيم واي اگه فردا بياد تنها ميمونيم

خداشايد اين عشقيكه من ميگم و تو نشناسي نزديك ترين كسم اونه

خيلي دوسش دارم راستي يادم نره بهت بگم عزيزترين من اونه

بميرم واسه گريه هاش گريه چقدر بهش مياد ....

حالا كه ديگه مجبوريم با هم ديگه ودا كنيم بيا به ياد اون روزا

هم ديگه رو دعا كنيم يه وقت ديدي دعا گرفت خدا نگذاشت

جدابشيم اي واي داره فردا مياد بايد دست به دعا بشيم

با قلب پاكت از خدا بخواه من و صبرام بده

هنوز نرفتي از پيشم دوريت داره زجرم ميده....

              

                  

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 19:2 توسط محسن |


  

اگر مردم مرا خاكم سپارند

به رويم سنگ سنگيني گذارند

نميگويمبروي گور سردم

درختي يا گل سرخي گذاريد

فقط تنهاي تنهايم گذاريد

 

داني كه شمع دم مرگ به پروانه چه گفت

گفت اي عاشق بيچاره فراموش شدي

سو خت پروانه ولي پاسخ معقولي داد

گفت ديري نكشد تو نيز خاموش شوي

 

بگوييد به يارم به ان داروندارم

از اين قلب شكسته از اين حال قرلرم

بگويد به يارم به ان فصل بهارم

قدم رنجه نمايد به اين كلبه ي تارم

بگوييد به يارم دگر نيست قرارم

شدم خسته زدوري بيايد به كنارم

بگوييدبه يارم به دل دارو نگارم

از اين سينه ي عاشق از اين حال خرابم

بگوييد به يارم من عاشق زارم

كه از هجر رخ او چو يك ابر ببارم

 

 

 

 

 

نه به ابر

نه به اب

نه به برگ

نه به اين ابي ارام بلند

من به اين جمله نمي انديشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

صحبت چلچله ها را با صبح

همه را ميشنوم، ميبينم

من به اين جمله نمي انديشم

به تو مي انديشم

اي سرا پا همه خوبي

تك و تنها به تو مي انديشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال كه باشم به تو مي انديشم

تو بدان اين را

تنها تو بدان

تو بيا، تو بمان با من تنها تو بمان

جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب

من فداي تو، به جاي همه گل ها تو بخند

پاسخ چلچله ها را تو بگو

تو بمان با من تنها تو بمان

من، همين يك نفس از جرعه ي جانم باقيست

اخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش

 

 

بي تو مهتاب شبي باز از ان كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم ان عاشق ديوانه كه بودم.

 

در نهان خانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

يادم امد كه شبي با هم از ان كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در ان خلوت دلخواسته گشتيم.

 

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم

باز گفتم كه تو صيادي و من اهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم

اشك از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد

يادم امد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پا در دامن اندوه كشيدم

رفت در ظلمت غم ان شب و شبهاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق ازرده خبر هم

نكني ديگر از ان كوچه گذر هم

بي تو، اما، به چه حالي من از ان كوچه گذشتم.... 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:41 توسط محسن |


                              

                                                 به نام تنها پناه عاشقان

                                    

 

     واكنون كه كاروان دوستيها مي رود تا در صحراي سرنوشت هركس را به مقصد برساند پس

 

     بيا ومن و تو اين محبت و دوستي را براي هميشه در دلهايمان غرق نماييم وفراموش نكنيم كه

 

    روزي با هم در كاروان عشق همسفربوديم.اكنون دست تقديرما را ازهم جدامي كند وچه خوب

 

    است. اخر اين سفر پر ماجرا را فراموش نكنيم كه شايد دوباره روزي دست  تقدير ما را به هم

 

    برساند ودوباره در كاروان عشقي ديگر همسفر هم شديم وجاده را پي موديم و اكنون كه از هم

 

   جدا ميشويم دلم ميخواهد چيزي جزمحبت ازهم دردلهايمان به يادگار نماند واين محبت را به هم

 

   هديه كنيم هديه اي كه چيزي ديگري جاي ان را نمي گيرد واي دوست من اين محبت را از تودر

 

   دل دارم وبه يادگار.پس تورا به اندازه ي جانم دوست دارم واي كسي كه طي ساليان شاديهايمان

 

   راباهم تقسيم كرديم وازغم هم نيزغمگين شديم.اي تنها دوستي كه گرمي دستانت را برشانه هاي

 

   سردم احساس كردم واي كه با اولين نگاه گرم ومهربانت عشق را به من اموختي وگفتي كه مرا

 

   دوست مي داري من نيز ميگويم..............................................................دوستت دارم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 14:25 توسط محسن |


 

           qgvx4gme08sea4xsyo7.jpg

 

        چقدر سخته

 

               توچشاي كسي كه تمام عشقت رو ازد دزديد

 

               و به جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داد

 

               ذل بزني وبه جاي اينكه لبريز از كينه و نفرت

 

               شي حس كني هنوز هم دوسش داري

 

       چقدرسخته

 

              باز به ديواري تكيه بدي كه يك بار زير آوار

 

              غرورش همه ي وجودت له شده

 

       چقدر سخته

 

             تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي

 

              ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي

 

        چقدر سخته

 

               وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گنه ها تو

 

               خيس كنه اما مجبور باشي بخندي

 

               تا نفهمه كه هنوز هم دوسش داري

 

         چقدر سخته

 

               گل آرزوها تو توباغ ديگري ببيني و هزار

 

                بار تو خودت بشكني واون وقت آروم

  

                 گل من باغچه ي نو مبارك                   

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 14:4 توسط محسن |


 

تا كي بايد غم هجرانت را تحمل كنم

 

و تو کنار او باشی

 

تا كي بايد به گريه هاي شبانه ام ادامه بدم

 

و تو در دنياي خودت سر كني

 

تا كي بايد چشم به راهت بمانم

 

و تو بی اعتنایی کنی

 

تا كي بايد چو شمع بسوزم

 

و تو مثل پروانه دور گل ديگري باشي

 

تا كي بايد تورا به چشم معشوق نگاه كنم

 

و تو عاشق ديگري هستي

 

تا كي

 

تا كي

 

….

 

 

..

                          

                

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟  فقط ميگه : تو مال مني .

عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه : توي قلب من زندگي مي کني .

عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه : باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته .

عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه : هميشه با مني .

عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه : دوستت دارم.

                   

تو زندگيت دنبال کسی نباش كه بتونی باهاش زندگي كني... دنبال کسی باش كه بدون اون نتوني زندگي كني

              

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 13:19 توسط محسن |


                           منتظر لحظه اي هستم كه دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم

    

                                                 دوستت دارم را برلبانم جاري كنم

 

                           منتظر لحظه اي هستم كه در كنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم

 

                                                        ...... از عشق تو.....

 

                                                         ......از داشتن تو....

 

                                                            اشك شوق ريزم

 

                        منتظر لحظه ي مقدسي هستم كه تورا در آغوش بگيرم بوسه اي از سر

 

                      عشق به تو تقديم كنم و با تمام وجودم قلب و عشقم را به تو هديه كنم آري

 

                                      من تو را دوست دارم وعاشقانه تو را مي ستايم 

 

 

 


 

 

ديشب چشم هايم را بر هم گذاشتم و آرزويي در دل كردم آرزويم هرچند بچگانه هرچند از روي دل

 

اما من تا ارزوها و هر جا كه درها را باز كني با توهستم وخواهم بود

 

حتي اگر فاصله ها باعث دوري ديده ها گردد. همي شه در دلم خواهي ماند

 

جايي كه جاي هيچ كس نيست به جز توهيچكس نمي تواند جاي تو را در دلم بگيره

 

................................. نگاه عاشقانه ات در ياد من هميشه جاويد است براي هميشه

 

        

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 18:20 توسط محسن |


 

پسري به دختري گفت: اگه يه روز به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه

 

ميام تا قلبمو با تمام وجود تقديمت كنم. دختر لبخندي زد و گفت: ممنونم.

 

تا اينكه يه روز اون اتفاق افتاد.

 

حال دختر خوب نبود ...... نياز فوري به قلب داشت

 

از پسر خبري نبود .....

 

دختر با خودش ميگفت: مي دوني كه من هيچ وقت نمي ذاشتم تو قلبتو به من بدي

 

و به خاطر من خودتو فدا كني ......

 

ولي اين بود اون حرفات حتي براي ديدنم هم نيومدي

 

شايد من ديگه هيچ وقت زنده نباشم آرام گريست و ديگه هيچ چيزي نفهميد.

 

چشمانش را باز كرد دكتر بالاي سرش بود. به دكتر گفت:

 

چه اتفاقي افتاده؟ دكتر گفت نگران نباشد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده

 

شما بايد استراحت كنيد در ضمن اين نامه براي شماست

 

دختر نامه رو برداشت اثري از اسم روي پاكت ديده نمي شد

 

بازش كرد و درون ان چنين نوشته شده بود:

 

سلام عزيزم. الان كه اين نامه رو مي خوني من در قلب تو زنده ام از دستم ناراحت

 

نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اكه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم .....

 

پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم.....

 

اميدوارم عملت موفقيت اميز باشه (عاشقتم تا بي نهايت)

 

دختر نمي توانست باور كنه .....

 

اون اين كارو كرده بود......

 

اون قلبشو به دختر داده بود.......

 

ارام ارام اسم پسر رو صدا كرد وقطره هاي اشك روي صورتش جاري شد......

 

 

                         (جان را بر هواي دوست ندا بايد كرد

 

                            به هواي دل او ترك هوا بايد كرد) 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 18:17 توسط محسن |


دل و از دنيا بريدم اون همه سختي كشيدم

امان از دست تو اي واي ببين به كجا رسيدم

يروزي روزگاري همه ي عشق من اين بود

بشم هموني كه تو مي خواي فرستم ندادي اي واي

يروز ميشد تنها بموني

يروز ميشد تنها بموني

اون وقته قدرمو بدوني

اما اون روز خيلي دير

كاش مي شد اين و بدوني

بدوني هيشكي نمي تونه

مثله من عاشقت بمونه

آخه تنهاي خيلي سخته

اين و دلت نميدونه

ديگه نمي خوام دستاتو

ديگه نمي خوام من اشكاتو

ديگه از قلبم تو رفتي

عزيزم عزيزم!!

ديگه نمي خوام عاشق باشم

ديگه نمي خوام صادق باشم

ديگه از قلبم تو رفتي

عزيزم عزيزم!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 21:21 توسط محسن |


دلم تنگه به قدر آسمونا
برای لحظه های با تو بودن
برای شور و شوق وقت دیدار

دلم تنگه واسه شنیدن تو
واسه حتی یه لحظه دیدن تو
واسه همیشه زنده ای تو لحظه
تو لحظه لحظه های بودن من
تو که اگه نباشی لحظه مرده
قشنگترین دلیل موندن من

دلم تنگه واسه داشتنت ای خوب
واسه گرمی دستات توی دستام
برای بودنت حضور خوبت
نگاه آشنای تو- تو چشمام

دلم تنگه واسه گذشته هامون
واسه شیرین ترین خاطره هامون
واسه دلخوشی ها و خنده هامون

دلم تنگه واسه باز با تو بودن
کنار توبه رویاها رسیدن
با تو غصه ی دنیا رو ندیدن

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 20:53 توسط محسن |


ساعت و نگاه نکن , لحظه هارو نشمار , به خودت دروغ نگو , از چی میکنی فرار , دل تو اسیر شده ,

 سهم تو کویر شده , واسه جدا شدن , دیگه خیلی دیر شده , شاید این تقدیر من بود که همیشه با تو

باشم , میدونم تقصیر من بود نمیخواستم که جدا شم , عشق نگهداری میخواد ,  شبا بیداری میخواد ,

 وقتی تنگه دل یار , از تو دلداری میخواد , از جدایی حرف نزن , حرفی از رفتن نزنحتی فکرشم نکن ,

این دیگه کار خداس , ما کی هستیم که بگیم اشتباس , عشق مثل نفس میمونه واسمون , اگه ساده

بگیریش عمرت فناس .

.

              tuj0wy7vl0yn75d48qr.jpg

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 14:1 توسط محسن |


 

         bwjjsrw6kmpekxy4zu5d.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 14:22 توسط محسن |


 اي دوست عزيز اگر طلوع خورشيد را غروبي است

اگر بهاري را خزاني هست و

اگر سر آغاز را پاياني است 

طلوع عشق و محبت وصميميت را هيچگاه غروبي

انتظار نيست زمان مي گذرد و شمع مي سوزد وگلي

پرپر مي شود وآن چه جاويد است ياد خوش محبت

تو وبدون با توست.

هميشه دوستت داشتم هميشه دوستت دارم.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 21:49 توسط محسن |


دختري از پسري پرسيد :

 

 

كه آيا اون رو قشنگ ميدونه

 

پسر جواب داد: نه

 

دختر پرسيد: آيا دلش مي خواهد تا ابد با او بماند

 

پسر جواب داد: نه

 

سپس پرسيد اگر تركش كنه گريه ميكنه

 

و دو باره پسر گفت: نه

 

دختر خيلي ناراحت بود وقتي خواست بره در حالي كه اشك از چشمانش جاري مي شد پسر بازويش را گرفت وگفت:

 

تو قشنگ نيستي بلكه  زيبايي

 

من نمي خواهم تا ابد با تو باشم بلكه من  نياز  دارم با تو باشم

 

اگر بري گريه نمي كنم بلكه  مي ميرم.

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 15:40 توسط محسن |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلامی به تک ستاره ی قلب. سلامی به شکوه کوه الوند
به قطار ساروانها به امید کاروانها به عروس کاروانها
سلامی از صمیم قلب به تو دو ست عزیزم که این وبلاگ را انتخاب کردی

باتشکر قافله عشق


صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

هفته سوم بهمن 1387

هفته چهارم آذر 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386



پيوندها

شكلات تلخ
دنياي خنده
فوتبال
گل گندم
از دريچه نگاه
عكسهاي زيباوديدني
طراحی و ترجمه قالب
يك دختر تنها
قالب هاي نايت اسکين



Design by : Night Skin